فقر از درون مناسبات و سازوکار اقتصادی حاکم ساخته میشود، پس میتوان آن را برچید
سازمان ملل روز جهانی ریشهکنی فقر را امسال زیر شعار «متحد برای صلح و حقوق بشر» و با تمرکز بر «خانهی امن برای همه» برگزار میکند. اما در ایران، این روز در حالی فرا میرسد که فقر دیگر حاشیهی جامعه نیست؛ به متن زندگی اکثریت بدل شده است.
بر پایهی پیشبینی مرکز پژوهشهای مجلس، اگر روند کنونی ادامه یابد، نرخ فقر در ایران از ۴۱ درصد در سال جاری به ۴۵.۵ درصد در سال ۱۴۰۷ میرسد؛ یعنی نزدیک به نیمی از جمعیت کشور تا دو سال دیگر زیر خط فقر خواهند بود. ۴۱ درصد یعنی بیش از ۳۵ میلیون انسان. این نرخ در دههی ۱۳۹۰ میان ۱۹ تا ۲۱ درصد در نوسان بود. فقر در ایران در کمتر از یک دهه دو برابر شده است.
فقر در ایران فقط گستردهتر نشده، عمیقتر هم شده است. حداقل دستمزد یک کارگر، یعنی ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان، حتی به یکسوم هزینهی سبد معیشت یک خانوادهی چهارنفره در تهران و کلانشهرها هم نمیرسد. مهمتر آنکه کار دیگر راه خروج از فقر نیست. مرکز پژوهشهای مجلس خود تأیید میکند که در شهرها، صرف داشتن شغل تأثیری بر خروج از فقر ندارد. این تصویر جهانی هم هست: سال گذشته ۲۸۴ میلیون کارگر در جهان با وجود کار کردن در فقر شدید زندگی میکردند. وقتی کار کردن آدم را از فقر بیرون نمیآورد، مسئله نه «تنبلی فقرا»، که دستمزدی است که سرمایه بر کار تحمیل میکند. حمایت اجتماعی هم این خلأ را پر نمیکند. در سال ۱۴۰۰، حدود ۷۵ درصد از جمعیت سه دهک پایین درآمدی ایران، یعنی همان کسانی که بیش از همه به حمایت نیاز دارند، فاقد هرگونه پوشش حمایتی مشخص بودند.
جغرافیای فقر: محرومیتی که چهل و هفت سال است بازتولید میشود
فقر در ایران بهطور یکسان پخش نشده است. سیستان و بلوچستان با ۶۲ درصد جمعیت زیر خط فقر، فقیرترین استان کشور است؛ دو برابر میانگین کشوری (۳۱ درصد). پس از آن خراسان شمالی با ۴۶ درصد و هرمزگان با ۴۴ درصد قرار دارند. در برخی مناطق روستایی سیستان و بلوچستان، نرخ فقر به ۷۵ تا ۹۰ درصد میرسد.
حکومت سالهاست از «محرومیتزدایی» سخن میگوید و در بودجهها سهم این استانها را بالا نشان میدهد. اما بررسی خود مرکز پژوهشهای مجلس نشان میدهد که سیستان و بلوچستان با فاصلهی زیاد محرومترین استان ایران است و روند محرومیت در آن افزایشی بوده است. محرومیتی که در طول عمر جمهوری اسلامی نهتنها برطرف نشده، بلکه عمیقتر شده، نمیتواند تصادفی باشد. این نتیجهی سیاستی است که به این مناطق بیش از آنکه بهعنوان محل زندگی انسانها نگاه کند، به چشم مسئلهی امنیتی و مسیر ترانزیت و بندر مینگرد. اعتبارات «توسعه» صرف جاده و ریل و بندر میشود، در حالی که کودکان همان مناطق در مدارس کپری و سنگی درس میخوانند، یا اصلاً به مدرسه نمیرسند.
مقایسهی ارقام، اولویتهای واقعی را نشان میدهد. کل اعتبارات توسعهی روستایی که امسال از سوی معاونت توسعهی روستایی و مناطق محروم ریاستجمهوری به سیستان و بلوچستان، فقیرترین استان کشور، اختصاص یافته، حدود ۱٬۳۰۰ میلیارد تومان است. این رقم کمتر از دو درصد پولی است که حکومت ایران، به گزارش وزارت خزانهداری آمریکا، تنها در ده ماه نخست سال ۲۰۲۵ به حزبالله لبنان منتقل کرد.
کودکان، نخستین قربانیان
به گفتهی یونیسف، کودکان در سراسر جهان بیش از بزرگسالان در معرض فقرند، و پیامدهای آن تا پایان عمر با آنان میماند. در ایران، کودکانی که باید در مدرسه باشند، در خیابان و کارگاه کار میکنند تا سهمی در اجاره و نان خانواده داشته باشند. در استانهای محروم، کار کودک و ترک تحصیل و کودکهمسری نه استثنا، که بخشی از زندگی روزمره است. کودکان مهاجر و فاقد مدارک هویتی از ابتداییترین حمایتها محروماند. کودکی دوران کوتاهی است که دوبار نصیب هیچ انسانی نمیشود؛ کودکی که امروز در فقر بزرگ میشود، فرصتی را از دست میدهد که هیچ برنامهی آیندهای جبرانش نمیکند.
خانه، نه کالا
سازمان ملل امسال یادآوری میکند که بیش از ۲.۸ میلیارد انسان در جهان با نوعی ناامنی یا نابسندگی مسکن روبهرو هستند. اما مسکن زمانی ناامن و گران میشود که به جای سرپناه، به دارایی سرمایهگذاری و سوداگری بدل شود. در ایران، اجارههایی که هر سال سنگینتر میشوند، خانوادهها را از شهر به حاشیهی شهر میرانند، و ویرانیهای جنگ بیخانمانی را گستردهتر کرده است. کودکی که هر سال جابهجا میشود، مدرسه، دوستان و آرامشش را از دست میدهد؛ و کودکی که سرپناهی ندارد، به خیابان رانده میشود.
ما در دو روز گذشته، در روز جهانی زنان روستایی و روز جهانی غذا، از کار بیمزد زنان و از غذایی گفتیم که کالا شده است. فقر حلقهی سوم همین زنجیر است: کار بیمزد، غذای کالاشده و خانهی کالاشده، سه چهرهی یک نظاماند؛ نظامی که نیاز انسان را تابع سود و قدرت میکند.
فقر برچیدنی است: محاسبهای ساده
سازمان ملل خود میپذیرد که زندگی میلیونها انسان در فقر شدید، در جهانی با سطح بیسابقهای از ثروت و فناوری، رسوایی اخلاقی است. اعداد نشان میدهند این رسوایی تا چه اندازه برچیدنی است.
در جهان: پژوهشگران دانشگاه برکلی برآورد کردهاند که با سالانه حدود ۳۱۸ میلیارد دلار، یعنی تنها ۰.۳ درصد تولید ناخالص جهان، میتوان فقر شدید را تقریباً از میان برد. در همان حال، جهان در سال ۲۰۲۵ رکورد ۲٬۸۸۷ میلیارد دلار، یعنی ۲.۵ درصد تولید ناخالص جهانی، را صرف نظامیگری کرد. ریشهکنی فقر شدید در جهان، حتی با خط فقر جدید و بالاتر بانک جهانی، کمتر از یکپنجم هزینهی نظامی یک سال جهان خرج دارد.
در ایران: بر اساس برآورد ما، رساندن درآمد همهی فقرای ایران به خط فقر در سال ۱۴۰۵ سالانه حدود ۹۵۰ تا ۱٬۲۰۰ هزار میلیارد تومان هزینه دارد. این رقم تنها ۶ تا ۸ درصد کل بودجهی ۱۴۰۵ است، و تقریباً هماندازهی بودجهای است که امسال به نهادهای نظامی و امنیتی اختصاص یافته: ۸۷۴ هزار میلیارد تومان. بودجهی نظامی و امنیتی، بهاضافهی بودجهای که صرف نهادهای تبلیغ دینی و حوزههای علمیه میشود، بهتنهایی تقریباً به اندازهی هزینهی برچیدن فقر در ایران است؛ و این تنها ارقام رسمی و حداقلی بودجه است، بدون منابعی که بیرون از بودجه و به دور از چشم مردم هزینه میشود.
و این همهی ماجرا نیست. حکومت ایران، بیرون از بودجهی رسمی، سالهاست منابع عظیمی را صرف نیروهای نیابتی خود در منطقه کرده است. حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، اعلام کرد که ایران ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار در سوریه هزینه کرده، پولی که به گفتهی او «پول این ملت» بود. به نرخ امروز، همین رقم بهتنهایی برای دو سال برچیدن کامل فقر در ایران کافی بود. وزارت خزانهداری آمریکا نیز اعلام کرده که سپاه پاسداران تنها در ده ماه نخست ۲۰۲۵، حدود یک میلیارد دلار به حزبالله لبنان منتقل کرده است، آن هم در سالی که دولت یارانههای نقدی و حمایت از دارو و کالاهای اساسی را با استناد به «کمبود منابع» کاهش داد.
مسئله، حکومتی است که ثروت جامعه را به جای زندگی کودکان، صرف جنگ، تسلیحات و گسترش قدرت نظامی خود میکند. یعنی با همان پولی که هر سال صرف ماشین نظامی، سرکوب و جنگهای نیابتی میشود، میتوان هیچ ایرانیای را زیر خط فقر باقی نگذاشت. فقر در ایران نتیجهی کمبود ثروت نیست؛ بلکه تحمیل محرومیت به میلیونها انسان است.
مهار فقر یا برچیدن نابرابری؟
اما رساندن همه به خط فقر، پایان راه نیست؛ تازه حداقلِ حداقل است. برآوردهای مستقل و محاسبات کارشناسان اقتصادی و فعالان کارگری نشان میدهد که خط فقر و هزینهی سبد معیشت یک خانوادهی چهارنفره در تهران و کلانشهرها در سال ۱۴۰۵ به حدود ۹۰ میلیون تومان در ماه رسیده است، در حالی که حداقل دستمزد کارگران ۲۰ تا ۲۵ میلیون تومان است. شکاف میان این دو آنقدر عمیق است که خواست فوری امروز، کشاندن دستمزد به سطح خط فقر است.
اما حتی اگر این خواست محقق شود، فقر نسبی و نابرابری بر جای خود باقی میماند. اینجاست که دو نگاه از هم جدا میشوند:
نگاه نخست میپذیرد که جامعه طبقاتی بماند و تنها فقر را چنان مهار کند که انسانها از حداقل نیازهای زیستی برخوردار باشند.
نگاه دوم، که نگاه ماست، میخواهد شرایط را چنان سامان دهد که همه از امکانات و فرصتهای برابر برخوردار باشند.
تلاش رسمی جهان امروز رساندن سطح رفاه خانوادهها به حدی «عادی» است که این بدیهیات در آن رعایت شود. اما منزلت انسانی جایی محقق میشود که همهی انسانها آزادانه حق انتخاب داشته باشند و خود تعیین کنند چگونه زندگی کنند؛ و ساختار حاکم، بهحکم ماهیتش، چنین اجازهای نخواهد داد.
مطالبات ما در این روز
ما بر این باوریم که تأمین نیازهای پایهی کودک نباید به درآمد خانواده وابسته باشد و دولت مسئول مستقیم آن است. بر همین اساس خواهان آنیم که:
۱. نیازهای پایهی هر کودک، از غذا و بهداشت تا آموزش و پوشاک، مستقیماً و بدون قید و شرط از سوی دولت تأمین شود.
۲. استانها و مناطق محروم در اولویت بودجهی رفاهی قرار گیرند؛ نه در قالب پروژههای ترانزیتی و امنیتی، بلکه با مدرسه، درمانگاه، آب سالم و مسکن، و با نظارت مستقیم مردم همان مناطق بر هزینهکرد آن.
۳. مسکن امن، سالم و مناسب، بهعنوان حق، برای همهی خانوادههای دارای کودک تأمین شود؛ با گسترش مسکن عمومی، مهار سوداگری در بازار مسکن و توقف تخلیهی اجباری خانوادههای دارای کودک.
۴. آموزش رایگان، همگانی و باکیفیت برای همهی کودکان، بدون تبعیض بر اساس تابعیت، مدارک هویتی یا وضعیت اقتصادی خانواده، تضمین شود.
۵. کار کودک لغو شود، و هیچ کودکی ناچار نباشد برای تأمین اجاره و نان خانواده کار کند.
۶. دستمزدها بالاتر از خط فقر تعیین شوند و کارگران حق تشکل مستقل داشته باشند.
۷. تأمین اجتماعی همگانی برای همه، از جمله کارگران غیررسمی، فصلی و روستایی، برقرار شود.
۸. هزینههای نظامی، امنیتی و نیابتی متوقف شود و این منابع، بهطور شفاف و قابل نظارت، به رفاه، مسکن، آموزش و بهداشت مردم منتقل شود.
۹. سیاستهای مقابله با فقر با مشارکت مستقیم خود مردم فقیر و تشکلهای مستقل آنان طراحی و اجرا شود، نه از بالای سر آنان.
فقر از درون مناسبات و سازوکار اقتصادی حاکم ساخته میشود، پس میتوان آن را برچید. ثروت جامعه برای آنکه هیچ کودکی در فقر بزرگ نشود، کافی است. آنچه کم است، ارادهای است که نیاز انسان را بر سود و قدرت مقدم بداند. این اراده از سازماندهی و همبستگی خود مردم ساخته میشود، و ما برای کودکان، این تغییر را همین امروز میخواهیم.
زنده باد جهان شایستهی کودکان، چرا که بیشک شایستهی همهی انسانهاست.
مدافعان حق کودکی در ایران
۲۵ مهر ۱۴۰۵ / ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶