ده اکتبر، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام
در تقویم جهانی، روزی را به نام روز جهانی علیه اعدام نامگذاری کردهاند؛ اما کمتر به این واقعیت اشاره میشود که اعدام، این عمل شنیع و بهجامانده از دوران قرون وسطی، در بسیاری از موارد سرپوشی است بر آنچه حاکمان خود به وجود آوردهاند. حاکمانی که از پیامد سیاستهای خود و خشم جامعه میترسند، به جای پاسخگویی، قتل عمد حکومتی را همچنان بالای سر مردم نگه میدارند؛ گویی در قرن بیستویکم، هنوز هم میتوان با طناب دار، صدای یک جامعه زنده را خاموش کرد.
در حالی که مخالفت با مجازات اعدام در بخش بزرگی از جهان گسترش یافته، این مجازات همچنان یکی از خشنترین و ضدانسانیترین ابزارهای قدرت است. در کشوری مثل ایران، اعدام فقط یک حکم قضایی نیست؛ ابزاری است که حکومت از آن برای حفظ قدرت، سرکوب مخالفان و ترساندن جامعه استفاده میکند.
جمهوری اسلامی از همان آغاز قدرتگیری، اعدام و سرکوب مخالفان و دگراندیشان را در دستور کار خود قرار داد. دههها گذشته، اما این چرخه همچنان ادامه دارد. هر بار که مردم برای آزادی، عدالت و حق زندگی بهتر به خیابان میآیند، خطر بازداشت، شکنجه و اعدام نیز بالای سرشان قرار میگیرد.
اتفاقات هولناک ۱۸ و ۱۹ دیماه را نمیتوان فراموش کرد. مردمی که به خیابان آمدند، با سرکوب خونین روبهرو شدند و پس از آن، نگرانی از سرنوشت بازداشتشدگان و خطر صدور و اجرای احکام اعدام، بر رنج خانوادهها افزوده است. جان کسانی که بازداشت شدهاند نباید به ابزاری برای انتقامگیری از مردم یا ایجاد ترس در جامعه تبدیل شود.
در این میان کودکان زیادی دستگیر، زندانی و زیر شکنجه مجبور به اعتراف علیه خود و تعدادی اعدام شدهاند. طبق آمار منتشره از سوی سازمانهای حقوق بشری؛ نزدیک به ۲۰۰ نفر زیر حکم اعدام قرار دارند که تعدادی از آنان کودک هستند.
اعدام؛ تعرض به حق حیات و حق کودکی
مجازات اعدام، افزون بر گرفتن جان انسانها، زندگی کودکان بسیاری را نیز در معرض آسیبهای عمیق و جبرانناپذیر قرار میدهد. کودکان و نوجوانانی که خود با حکم اعدام روبهرو هستند و کودکانی که پدر، مادر یا دیگر اعضای خانوادهشان اعدام میشوند، هر دو قربانیان این نظام خشونتبارند؛ نظامی که پیامدهای آن به فرد محکوم محدود نمیماند و زندگی نسلهای بعد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته، با اتکا به قوانین کیفری مبتنی بر قصاص، حدود و مجازاتهای اسلامی، صدور و اجرای حکم اعدام علیه افرادی را که در زمان انتساب عمل زیر ۱۸ سال داشتهاند ادامه داده است. استفاده از اتهاماتی چون «محاربه» و «افساد فیالارض» علیه کودکان و نوجوانان، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه، اعترافگیری اجباری، محرومیت از وکیل مستقل و محاکمه در دادگاههای فاقد حداقل معیارهای دادرسی عادلانه، بخشی از سازوکار سرکوبی است که حتی حق حیات کودکان را نیز به رسمیت نمیشناسد.
در جریان سرکوب خیزش دیماه ۱۴۰۴ نیز شماری از نوجوانان بازداشتشده با احکام اعدام روبهرو شدند و تعدادی از آنان اعدام شدند. اعدام میثم ایرندگانی در مرداد ۱۴۰۵، به اتهام عملی که به چهاردهسالگی او نسبت داده شده بود، نمونهای آشکار از استمرار این سیاست است. جمهوری اسلامی حتی تعهدات بینالمللی خود را که صراحتاً صدور و اجرای حکم اعدام برای اعمال منتسب به افراد زیر ۱۸ سال را ممنوع میکنند، زیر پا میگذارد.
بر اساس مادهی ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک و بند پنجم مادهی ۶ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، صدور حکم اعدام برای اعمالی که پیش از هجدهسالگی ارتکاب یافتهاند، ممنوع است. مادهی ۳۷ کنوانسیون حقوق کودک همچنین حبس ابد بدون امکان آزادی را برای این افراد ممنوع میکند. مادهی ۴۰ این کنوانسیون نیز بر حقوق کودکان و نوجوانان مظنون یا متهم به نقض قوانین کیفری و ضرورت برخورداری آنان از نظام دادرسی ویژهی کودکان تأکید دارد. هیچ اتهامی، با هر عنوان و درجهای از سنگینی، نمیتواند سلب حق حیات کودک را توجیه کند.
از سوی دیگر، اعدام پدران، مادران و سرپرستان خانواده، کودکان بسیاری را با فقدان، فقر، ناامنی اقتصادی، بیسرپرستی، آسیبهای روانی، طرد اجتماعی و محرومیت از امکانات اولیهی زندگی روبهرو میکند. کودکانی که شاهد بازداشت، شکنجه، محاکمه یا اعدام اعضای خانوادهی خود هستند، یا ناچار میشوند برای نجات جان آنان درخواست بخشش کنند، خود در معرض شکلی از خشونت سازمانیافته قرار میگیرند. این پیامدها بهویژه برای کودکان خانوادههای کارگری، فرودست و بهحاشیهراندهشده شدیدتر است؛ خانوادههایی که پیشاپیش زیر فشار فقر، تبعیض و نابرابری ساختاری زندگی میکنند.
از جایگاه دفاع از حق کودکی، مخالفت با اعدام نمیتواند به مطالبهی توقف اعدام کودکان و نوجوانان محدود بماند. اعدام هر انسان، بهویژه هنگامی که مسئولیت نگهداری و تأمین زندگی کودکی را بر عهده دارد، میتواند حقوق بنیادین آن کودک را نیز نقض کند. حق حیات، بقا، رشد، حمایت و برخورداری از امنیت، حقوقی نیستند که بتوان آنها را قربانی مجازات، انتقامجویی، مصلحت سیاسی یا احکام مذهبی کرد.
کودکی تکرارشدنی نیست. هیچ حکومتی حق ندارد با صدور و اجرای حکم مرگ، زندگی کودکان را نابود کند یا آنان را به تحمل پیامدهای مجازاتی محکوم سازد که هیچ نقشی در آن نداشتهاند.
حکومتی که از صدای مردم میترسد، میخواهد با اعدام به دیگران هشدار بدهد که اعتراض هزینه دارد و مخالفت ممکن است به قیمت جان انسان تمام شود. اما هیچ حکومتی با گرفتن جان آدمها عادلتر نمیشود و هیچ چوبه داری نمیتواند حق آزادیخواهی یک ملت را از بین ببرد.
اعدام فقط جان یک انسان را نمیگیرد؛ خانوادهای را داغدار میکند و زخمی عمیق بر پیکر جامعه باقی میگذارد. وقتی هم پای اعترافهای زیر فشار، محاکمههای ناعادلانه و محروم کردن متهمان از حق دفاع در میان باشد، خطر یک بیعدالتی جبرانناپذیر بیشتر میشود. حکم اعدام سالب حیات و بی بازگشت است.
مخالفت با اعدام به معنای نادیده گرفتن جرم یا رنج قربانیان نیست. خواست مشخص ما این است که هیچ حکومتی نباید خود را صاحب اختیار جان انسانها بداند و هیچ قدرتی نباید بتواند به نام قانون، راه بازگشت یک انسان به زندگی را برای همیشه ببندد.
امروز، در حالی که خانوادههای بازداشتشدگان نگران جان عزیزانشان هستند، سکوت در برابر اعدام نمیتواند بیتفاوتی ساده تلقی شود. دفاع از حق زندگی، دفاع از همه کسانی است که ممکن است قربانی این چرخه خشونت شوند؛ فارغ از عقیده، گرایش سیاسی یا جایگاه اجتماعیشان.
۱۰ اکتبر فقط یک روز در تقویم نیست؛ فرصتی است برای یادآوری کسانی که جانشان را پای چوبه دار از دست دادهاند، برای شنیدن صدای خانوادههای داغدار و برای اعتراض به حکومتی که به جای پاسخ به مطالبات بحق مردم، سرکوب و کشتار و اعدام را به ابزار حفظ قدرت تبدیل کرده است.
البته جا دارد همینجا اشاره کنیم که سنت مقابله با اعدام از گذشته گستردهتر شده و به بخشی از اعتراض همگانی تبدیل شده است. تا جایی که سه شنبههای نه به اعدام از اعتراض در زندانها به همه جای جامعه؛ در داخل و خارج ایران گسترده شده و بخشهایی از سازمانها و نهادهای بینالمللی -از جمله گزارشگر ویژه حقوق بشر در ایران و کمیته حقیقت یاب سازمان ملل- را با این خواست همراه کرده است.
ازینرو ما همه فعالان و پیشروان حقوق انسانی در سرتاسر جهان؛ بویژه فعالان جنبشهای پیشرو و انقلابی ایران را به همراهی و همکاری برای توقف ماشین کشتار حاکم بر ایران فراخوان میخوانیم.
خواستههای ما
ما خواهان توقف فوری اعدامها و لغو کامل مجازات اعدام در ایران هستیم. خواستههای ما روشن است:
توقف فوری اجرای همه احکام اعدام و لغو کامل مجازات اعدام برای همه انسانها، بدون هیچ استثنایی؛ فارغ از سن، نوع اتهام یا شرایط فرد. جان هیچ انسانی نباید به حکم حکومت گرفته شود و هیچ جرمی نباید مجوز سلب حق زندگی از انسان باشد.
تضمین حق زندگی برای کودکان و نوجوانان و پایان دادن به هرگونه صدور یا اجرای حکم اعدام برای افرادی که هنگام انتساب عمل زیر ۱۸ سال داشتهاند. کودکان و نوجوانان مظنون یا متهم به نقض قوانین کیفری، بیش از هر چیز حق برخورداری از دادرسی عادلانه، حمایت قانونی و فرصت بازگشت به زندگی اجتماعی را دارند و تحت هیچ شرایطی نباید با مجازات مرگ روبهرو شوند.
تضمین حق دفاع برای همه متهمان، از جمله دسترسی آزادانه و مؤثر به وکیل، برخورداری از دادگاه مستقل و علنی و رعایت کامل اصول دادرسی عادلانه.
پایان دادن به شکنجه و گرفتن اعتراف اجباری و جلوگیری از استناد به چنین اعترافاتی در دادگاهها. هیچ حکمی نباید بر پایه اعترافی صادر شود که زیر فشار، تهدید یا شکنجه گرفته شده است.
پایان دادن به روندهای قضایی ناعادلانه در دادگاههای انقلاب و تضمین استقلال دستگاه قضایی، شفافیت محاکمات و برخوداری متهمان از حقوق شایسته انسانی برای دفاع واقعی از خود.
انتشار آمار دقیق و قابل بررسی درباره احکام و اجرای اعدام و فراهم کردن دسترسی نهادهای مستقل حقوق بشری، از جمله سازوکارهای حقیقتیاب سازمان ملل و گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران، به اطلاعات و اسناد مربوط به پروندهها و روندهای قضایی.
اقدام فوری دولتها و نهادهای بینالمللی برای جلوگیری از اعدام معترضان و زندانیان سیاسی، پیگیری وضعیت بازداشتشدگان در معرض خطر اعدام، حمایت از خانوادههای قربانیان و پاسخگو کردن مسئولان نقض حقوق بشر.
پیگیری قضایی آمران و عاملان کشتار و اعدام، شکنجه و سرکوب معترضان در محاکم صالحه بینالمللی.
لغو فوری و کامل مجازات حبس ابد در تمامی قوانین و برای تمامی اتهامات، بدون هیچ استثنایی.
لغو تمامی احکام اعدام صادرشده علیه افرادی که در زمان انتساب عمل زیر ۱۸ سال داشتهاند، مستقل از نوع اتهام، عنوان کیفری یا سن فرد در زمان محاکمه و اجرای حکم.
لغو قوانین و مقرراتی که امکان صدور حکم اعدام علیه کودکان و نوجوانان را فراهم میکنند، از جمله مادهی ۹۱ قانون مجازات اسلامی، و پایاندادن به استفاده از عناوینی چون «محاربه»، «افساد فیالارض»، «حدود» و «قصاص» برای توجیه مجازات مرگ علیه آنان.
آزادی فوری و بیقیدوشرط تمامی زندانیان سیاسی، عقیدتی و معترضان بازداشتشده و توقف تعقیب، بازداشت و صدور احکام کیفری علیه افراد بهدلیل فعالیتهای سیاسی، صنفی، اجتماعی و اعتراض به حکومت.
تضمین حقوق و حمایت همهجانبه از کودکانی که اعضای خانوادهی آنان اعدام شدهاند یا در معرض اعدام قرار دارند؛ از جمله تأمین امنیت اقتصادی، مسکن، آموزش، خدمات درمانی و حمایتهای روانی و اجتماعی، بدون تبعیض، انگزنی یا تحمیل هزینههای مجازات به کودکان و خانوادهها.
اقدام عملی و فوری دولتها و نهادهای بینالمللی برای توقف اعدامها در ایران؛ از جمله اعمال فشار سیاسی و دیپلماتیک مؤثر، تحریم هدفمند مسئولان و نهادهای دخیل در صدور و اجرای احکام اعدام، و قطع همکاریها و مناسباتی که به تقویت دستگاه سرکوب و اعدام جمهوری اسلامی کمک میکنند. محکومیتهای لفظی و ابراز نگرانی، بدون اقدامات مشخص و بازدارنده، کافی نیست.
حمایت از مبارزات زندانیان، خانوادههای محکومان به اعدام، جنبشهای اجتماعی و کارزارهای مردمی علیه مجازات مرگ، از جمله کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، و تضمین امنیت و حق فعالیت آزادانهی تمامی مخالفان مجازات اعدام.
ما خواهان جهانی بدون اعدام هستیم؛ جهانی که در آن جان انسانها وسیلهای برای انتقام، ارعاب یا حفظ قدرت نباشد.
نه به شکنجه، اعترافگیری و زندان برای خاموش کردن صدای معترضان
آزادی تمامی معترضان بازداشتشده و زندانیان عقیدتی و سیاسی
نه به قتل عمد حکومتی؛ نه به اعدام
جهانی شایسته کودکان، بیشک جهانی شایسته همه انسانهاست.